کتاب برف سیاه

اثر میخائیل بولگاکف از انتشارات نیماژ - مترجم: احمد پوری-دهه 1960

لوله‌ی هفت تیر را روی شقیقه و انگشت لرزانم را روی ماشه گذاشتم. همان دم صدای آشنایی از طبقه‌ی پایین شنیدم. مرد خواننده‌ای با صدای زیر شروع به خواندن کرد (خداوند چیزی را به من باز نمی‌گرداند)... ؛


خرید کتاب برف سیاه
جستجوی کتاب برف سیاه در گودریدز

معرفی کتاب برف سیاه از نگاه کاربران
+++اما ناگهان... آه از این وازه لعنتی!... تا دم مرگ هراس ناگفتنی و لگام گسیخته ای از این واژه همراهم خواهد بود. از این واژه به اندازه عبارت های @حدس بزن چه؟@ ، @تلفن با شما کار دارد!@ ، @تلگرافی برایتان رسیده@ و @لطفا سری به اداره بزنید@ وحشت دارم. خوب می دانم پشت سر این واژه ها چه نهفته است..
کتاب @برف سیاه@ نوشته @میخائیل بولگاکف@ است. نویسنده مانند آثار دیگرش، در این اثر نیز به انتقاد از فضای هنری مسکوی زمان خود پرداخته است.
مساله ایی که بولگاکف در این کتاب به آن می پردازد همان مساله ایی است که نویسنده در زمان حیات بسیار با آن درگیر بوده؛ یعنی سانسور در دنیای هنر.
@مقصودف@ نویسنده ایی است نوپا که در حال نوشتن یک رمان است که پس از اتمام با انتقاد تند اطرافانش مواجه می شود.. پس از مدتی با @تئاتر مستقل@ قرارداد می بندد تا رمانش تبدیل به نمایشنامه شود اما در آن ها نمایشنامه خو را دستخوش تغییر و تحولاتی سلیقه ایی می بیند.. درمندگی و ناامیدی که برای @مقصودف@ بوجود ما آید همان تاثیری است که برای یک هنرمند در چنین فضایی رخ می دهد..
من این کتاب را با ترجمه (احمد پوری) که نشر چشمه به چاپ رسانده، خواندم.


مشاهده لینک اصلی
بولگاکف نابغس
محشره حرف نداره
حتی همین کتابشم که ینی کتاب معروف و خوبش نیست حسودی ادمو به اوج میرسونه که چرا من نمیتونم بنویسم.
عالیه کتاب دوس دارم برم زبان روسی یاد گیرم فقط برای این که بتونم به ادبیاتشون دسترسی پیدا کنم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برف سیاه


 کتاب وقتی مجبوری سرت را به دیوار بکوبی
 کتاب نقد و حقیقت
 کتاب تخیل را مرده خیال کن
 کتاب من خود، من هم می رقصم
 کتاب آسانسور
 کتاب خداحافظ گاری کوپ