موزس هرتزوگ با خود فکر کرد اگر عقلم را هم از دست داده باشم مهم نیست. بعضیها تصور میکردند عقل او پارسنگ برمیدارد و خودش هم مدتی به سلامت عقلش مشکوک شده بود
رمان هرتزوگ بیانیهای سیاسی، ایدئولوژیک و تأیید ادعای تاریخی قوم یهود، به اصطلاح، یعنی ستم کشیدگی ایشان است. در کل، رمان که در عرض زمانی حدود یک سال اتفاق میافتد، در واقع طول زمانی مقطع جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی اول و انقلاب شوروی، قرن هفدهم تا بیستم و نظریهپردازیهای نخبگان یهودی را شامل میشود
شخصیت اصلی، فورس آلکانا هرتزوگ، آمیزههای کامل منتسب به روان فراجمعی یهودی، مظلومنمایی تاریخی، نخبگی در حکمت و فلسفههای بشری را داراست. هرتزوگ که استاد دانشگاه، نویسنده و صاحب نظر در فلسفهی هنر است. به اصطلاح زمینههای ستم تاریخی و زخمهای حاصل از آن را دارد. برای نفس زیستن و تنازع بقا و تولیدمثل هر تجربه اخلاقی و ضداخلاقی، فرهنگی و ضدفرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ضد آنها را به کار میبندد
در دورهای که با همسر اولش (دیزی) زندگی میکند معشوقه ژاپنی دارد و در دورهای که با همسر دومش (مادلین) میزید معشوقه ای دیگر دارد. بر هرتزوگ و خاندان و تبار او و یهودیان دیگر کشورها، که به نوعی با او سروکار پیدا میکنند انواع ستمها رفته است
خرید کتاب هرتزوگ
جستجوی کتاب هرتزوگ در گودریدز
معرفی کتاب هرتزوگ از نگاه کاربران
این کتاب به طور انتزاعی بسیار سواد دارد؛ پس از آن، برخی از قطعات تقسیم شده، جالب توجه است - اگر تاریخی و ناآشکار قوم گرایی - مشاهدات در مورد برخی از جنبه های جهان است. اما از آنجا که این کتاب فاقد ابعاد طرح و مشخصه است و دارای نقایص دیگری است، به نظر من بهتر است مجموعه ای از مقالات باشد. این یک کتاب بود که من فقط سه چهارم از آن را مطالعه می کردم؛ من نمی توانستم آن را تمام کنم شخصیت ها به طرز شگفت انگیزی کاریکاتور هستند. و شخصیت اصلی غیرقابل تحمل است: خودخواهانه خودخواه، خودخواهانه و ناخوشایند کوتاه مدت در مورد زندگی خود. این ممکن است درست باشد، اگر نویسنده هوشمندانه به ما بینش عمیق تر و مشاهدات بالاتری نشان داد تا شخصیت اصلی بتواند خودش را انجام دهد. با این حال، همانطور که بود، هیچ شواهدی وجود نداشت که بولو در مورد مردم بیشتر درک می کند از هرزوگ، به ویژه زنان. هرچه بیشتر، هیچ حسی وجود ندارد که برای افراد بیش از هرزوگ اهمیت دارد، مخصوصا زنان. هیچ شخصیتی در این کتاب به طور کامل یا مهربانانه توسعه پیدا نکرده است. در عوض، این کتاب با نوعی طعم و مزه پمپیوود روبرو می شود. بدون یک شخصیت واقعی، داستان خود را بیش از یک مشتاقانه و غمگین از خودکارش تلخ می کند: @ این یک مرد خوب است، پس چگونه هیچ کس متوجه من نمی شود؟ چطور زنها بدبختی من را درمان می کنند؟ اما هرزوگ هرگز به نظر نمی رسد به عنوان یک پسر خوب؛ او فقط خود را به این شیوه نگاه می کند، مانند یک نارسیسی، و یک حس ناگفته را می گیرد که بولون او را نیز به همین شیوه، به عنوان مخالف خود، می بیند. شاید بعضی از مردم آن را ارزش درد خود را در Herzogs زندگی غم انگیز بی مسئولیتبار و غیر قابل اعتماد باد کردن کیسه را به دست آوردن برخی از مشاهدات rambling بلوز در مورد دنیای مدرن ارزش. اما حتی این مشاهدات را که در خودشان روشن می شد پیدا نمی کردم و مطمئنا به اندازه کافی قانع نبودم که با هرتزوگ و بقیه بازیگران بازنده های آن در طول زمان زندگی کنم. اساسا \"به سختی که من سعی کردم\" اینجا چیزی بیشتر از حجم فکری گرایی که در کنار نقاشی های گمشده مردم نزاع می کرد، ندیده ام. مردم بولون و فاکنر به عنوان دو رمان نویس بزرگ آمریکایی صحبت می کنند، اما بر اساس رمان \"هرزوگ\" من نمیتوانم از همان اول نفس بگویم. فاکنر به سادگی عمق بینش شخصی و انسانی را که فاکنر انجام می دهد، تحویل نمی دهد. Insofaras آنچه که او می گوید و یا ما را در مورد شرایط بشر نشان می دهد، Bellow نوازنده کسل کننده و متاثر است که فقط زمانی اتفاق می افتاد که زمانی که دانشگاه های آمریکایی نیاز به نوع خود را از machismo. بدون شک طرفداران طرفدار با قدردانی از او ( این اولین رمان من بود) مطمئنا این نقص ها را می دید یا دلایل خوبی برای اینکه چرا این حقیقت، در واقع، نقص هاست و چیزی غنی تر پیدا می کند. اگر قبلا تصمیم گرفتید که دوست دارید، لذت ببرید! اگر شما آن را داشته باشید، از اینجا شروع نخواهید شد.
مشاهده لینک اصلی
وقتی این را خواندید، در Berkshires نه چندان دور از Herzog زندگی می کردم - یا حداقل، دور از Norman Mailer در تابستان. (میلر پسرش را به بازی بیس بال AA در Berkshire AA در Corvette می برد). حتی نزدیک تر از هرتزوگ و میلر دو ویروس ساز روسی BSO و یک تروبونیست مجارستانی در تابستان ها زندگی می کردند. من روسیه را از طریق اداره خود بهبود دادم، اما من مجارستانی نیستم. من یک استاد دانشگاه مانند هرتزوگ بودم، هرچند نه به همان اندازه که به دنبال نهادهای مختلف بود، و نه همسر من، رها شده بودم. من هم مانند هرتزوگ یک نویسنده نامه اجباری بودم؛ در حقیقت، من مکاتبه ای ماهانه با یکی از نویسندگان نامه بزرگ داشتم، یک شکسپیر در کالج امهرست که تنها خانه فرانک لوید رایت در نیو انگلند را ساخت. نامه های او فوق العاده آرام و خنده دار بود؛ آنها درمورد عواطف و طنز زندگی کردند. یا آنچه من می توانم برای مقابله با فاجعه حرفه ای خود و تولد دوباره - با تکمیل پایان نامه من 17C با استفاده از کتاب کتاب های نادر قرص در Williamstown. هدف من پیوستن به @ @ @ @ profession در امریکا بود - یک تلاش متناقض از نقش و کاهش آموزش لاتین در اواخر قرن نوزدهم به ارث رسیده است. هرتزوگ در واقع یک پیام رسمی بود، سریال آنها در واقع، هشدار علیه تمام اهداف من بود. اما من این کار را نکردم. هرتزوگ یک هشدار نسبت به ازدواج دانشگاهی بود، هرچند من این کار را نکردم. و در نهایت، هرتزوگ یک نمونه از شوخی را ارائه داد که من تلاش کردم تا در بالاتر از شکست هایم قرار بگیرم. این حقیقت که او دیوانه بود، مرا نادیده گرفت. بهداشت ممکن است بیش از حد امتیاز داده شود. نام یک رهبر معروف که عاقلانه بود: هیتلر؟ استالین؟ ناپلئون؟ آتیلا؟ کالیگولا؟ Commodus؟ سزار خود را، که گزارش می شود در یک هفته 100،000 Tencterii را کشته است؟ مطمئنا، تعداد کمی از این عکاسی از دیوانگی را می توان به نام شوخی گفت. هرزوگ، و احتمالا بول، بود. و من آرزو داشتم باشم نه هرزوگ، اما کسی که با Herzogs نوشت، کمی. پس از هاندرس پادشاه باران، هرزوگ از یک قبیله کاملا متفاوت استفاده کرد. هرگز نمی توانستند هرتزوگ یک سنگ سنگین را بلند کند و یک روستای پر از همسران را بدست آورد. هندرسون با رضایت او از همسرانش مشکل داشت، و هرزوگ هم او راضی نبود. بنابراین، من این کتاب را به شدت توصیه می کنم به نویسندگان و تبعیدی مشتاق از نیویورک که از شکست های زناشویی و عاشقانه یا از محاکمات علمی، به کسانی که در غم و اندوه هیچ نوار، به عنوان نگاه کردن به رهبری و دفتر عالی و یا کسانی که کشف طنز در میان رنج آنها.
مشاهده لینک اصلی
\"من در جستجوی واقعیت با زبان هستم. شاید من همه چیز را در linguaggio \".Nevrotico، چرخاندن، تان شدیدا، دارای اطناب، ماگمایی را تغییر دهید. یک سفر درونی - نوسان بین اضطراب و طنز، بین خودشیفتگی و صدمه به خود، از جمله عقلانیت و هذیان - به عقب بر گردیم در عمیق ترین پرتگاه بدبختی، تنهایی، شکست کل وجود است. فکری، شوهر، پسر، دوست، پدر و individuo.Lindagine و استدلال شخصی در misadventures از موسی هرزوگ گسترش به هر جنبه ای از واقعیت اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اخلاقی، وجودی، از طریق یک سری بی پایان از حروف - هرگز فرستاده - خطاب به دوستان، خانواده، آشنایان و افراد مشهور، زندگی و یا طولانی رفته است. © آنجا که زبان تنها ابزار مناسب برای هرزوگ به منظور نفوذ به واقعیت چیز و مفهوم از vita.Romanzo از ایده ها، پس از آن، که از حوادث است. اگر چه کل داستان است که نشات گرفته از بحران به تدریج از طریق یک سری از فلش بک، شرایط، خصوصیات و گفت و گو از زمان به زمان دراماتیک، شدید، پوچ است، burleschi.Così موسی وحی، تنها با نیروی کلمات مسلح، او ساخته شده سفر خود از طریق دریای سرخ از افسردگی که جنون را پوشش می دهد، به سوی زمین وعده داده شده از یک موجود جدید است. و شاید به شادی، که نیازی به خواندن بیشتر ندارد. نه یک کلمه @ .Saul بلو، هرزوگ از طریق، زندگی را به یک اثر فوق العاده ای نشاط: غریب، ضخیم، پیچیده است. او بسیار غنی است، بسیار اصلی و پر از ایده های بی نهایت انعکاس است. نابغه در هر حال. و تمام صفت هایی که من استفاده می کردم یا می توانستم استفاده کنم، برای توصیف کامل آن کافی نبود. شاهکار، متشکرم، من
مشاهده لینک اصلی
قرار است که پس از آن شما از دست دادن آقایان staffeEbbene، اگر موسی هرزوگ یک وبلاگ داشته؟ او قطعا بخشی از مدرسه قدیمی، شاید یک پیشرو از پلت فرم Splinder ساخته شده است. در آنجا او می توانست بهترین مهارت های گرافیتی خود را با نوشتن پست ها هر روز و به ندرت در dà   انجام دهد. آن را به بحث وارد شده، در برابر دریافت کنندگان جهانی برافراشته، تخلیه گاز سرخوردگی ها و رودخانه ها خود فاصله از کلمات عصبانی در شاعرانه به نظر می رسد سرخورده در مورد گذشته. گاهی اوقات او به شدت پاسخ می دهد و به طور جزئی اظهار نظر می کند، گاهی اوقات او را در سکوت، همه در سرنوشت خود و یا غرور افتخار خود را جاسوسی. با توجه به زمینه های فرهنگی فراوانی، این کشور بدون هیچ مشکلی سقوط می کند و افکار عمومی مردم گناهکار و بی گناه را از بین می برد. سپس، با ظهور شبکه های اجتماعی، مد روز می شود. با دینوککلاتو می توانست پذیرفته باشد که اینترنت جامعه امروز را آشکار می کند، اما با وجود استدلال، او کنار گذاشته خواهد شد. این یکی از کسانی نیست که حساب را حذف کرده است. او نوشته های خود را در آنجا به عنوان شاهدان عاشقانه سقوط و صعود خود ترک خواهد کرد. با این وجود، نام او با نوع خاصی از ضد قهرمان ارتباط پیدا می کند. آسپه توضیح می دهد هنگامی که یک کودک پدر من از من خواست و گفت که زندگی باید آن سوار، در غیر این صورت او شما را سوار، من راننده سرشونو تکون وحی، اما در باطن قضاوت craftman € ™ رویکرد بسیار سطحی است. منطق به من یاد داد که قبل از سوار شدن، شما باید اسب سواری کنید، و به من گفت که من توانایی آن را داشتم؟ و اگر پای من را به کف دست گذاشتم و براکت را از دست دادم؟ و اگر یک بار در براکت ها سرگیجه من را به ناخوشایند تجزیه شده مطرح کرد؟ و اگر بعد از چندین تلاش من کوهنوردی را ترک کردم، گفتم که نمی خواهم قوی باشم؟ این € ™ ثانیه لحظه دقیق است که رفقایتان هرزوگ، احترام به آن لحظه € ™ آماده بین درک استعاری از گره کور زندگی خود را حلق آویز بر روی زین سوار تخیلی، و چشم پوشی خسته کننده از آینده ای که نمی تواند حتی به خارج از زمین برای دیدن، بیایید آن را قفسه سینه. هرزوگ همیشه وجود دارد که شما به خانه بازگشت و پس از آن که درب بسته، انجام سخنرانی خوب از زندگی خود را، چه براق و نوک تیز است که شما اتفاق می افتد تنها برای دیدن در فیلم، در دهان چند بازیگران بسیار عالی، و یا بلندگو با یک تجربه ده ساله. و در حالی که شما را از پایین از بهترین مهارت های تئاتری خود را در مقابل پنجره است که به دهلیز از خانه، هرزوگ آن را در برگه. و او می نویسد، همه چیز که شما به خودتان بگویید، باقی مانده درست به خود در حالی که تلاش برای مبارزه با و روشن بخشی فاسد خود © .اما CA € ™ زمانی که آن را از سری مدل های از â € به عنوان œuomo جدا شده است ارسال بسیاری از آنها، و قهرمان ضد قهرمانان می شود. وقتی او به انتهای خود می رسد و تکان نمی خورد. و این فقط زمانی اتفاق می افتد که کشف شود که اساسا خوب است و دقیقا برای آنچه که هست، را دوست دارد. با تناقضات شرم آور آن و درون گرایی موشکاف خود را، ما به اشتراک بگذارید © زیرا یکی که ما دوست داریم که به هر کس اگر ما شجاعت به جلو ما در برابر ناراحت کننده ترین از خودمان داشته است. در حقیقت، ادگ هرزوگ فراتر از هر شکلی معقول است. à € ™ رابطه با آن دوست که زمانی که به نام، ما باید در مقابل وسوسه مقاومت در برابر ما را انکار، اما در نهایت در می دهد و توجه به soliloquies خود، به دلیل © چقدر چالش برانگیز است € ™ ثانیه دوست واقعی تر است که ما داریم. و همیشه، در پایان شب ما خداحافظی به او با این امید سکوت که حداقل یک ™ POA €، ما به او گیر باقی مانده است، بخش کوچکی از صداقت خود را پیشنهاد داد.
مشاهده لینک اصلی
رمان شروع می شود، در سوم شخص گفته می شود، راوی کاملا از اندیشه ها و احساسات هرتزگ آگاه است، اما ظاهرا هیچ کس دیگری نیست، هرچند که هر کس دیگری از نظر هرزوگ توصیف شده است. زبان لذتبخش، صریح و درخشان است، و توسط Herzogâ € ™ ثانیه نظر sardonic به خود متصل شده است. با استفاده از استعاره به طرز غنی و خلاقانه، به طرز ماهرانه ای تصویری از عجیب و غریب هرزوگ و نیز رنجش او ایجاد می کند. خواننده بلافاصله به این مرد و به زندگی او، به طور واقعی در مورد او مراقبت است. این داستان در حقیقت عمدتا از طرق تفکر و خاطرات هرتزوگ است، استفاده مکرر از فلس بک ها و نامه های ناخواسته هرتزگ، که نه تنها تاریخ هرتزوگ را تغییر می دهد، بلکه وضعیت فعلی و تکاملی ذهن او را نیز شامل می شود. داستان هرتزوگ، حداقل در ابتدا، به نظر می رسد که یک مرد جدی و ناقص تحت شرایط خاص است، زندگی او ظاهرا در تمام جنبه های آن افتاده است. او، از یک طرف، با تساهل و عزم بومی خود پاسخ می دهد، و از سوی دیگر، به نظر می رسد که اعتقاد بر این است که قبل از اینکه نوعی رستگاری رخ دهد، یک نوع تجزیه خفیف ضروری است. از طریق روایت بافته شده، یهودیان هرزوگ، خاطرات خانواده اش، ارزش ها و احساساتش است. هنرمند به شدت موفق می شود همه اینها را با هر دو زحمت و غم و اندوه، انتقال دهد، و خواننده را مجذوب خود می کند تا هرتزوگ را با همدردی و محبت ببیند. â € œ هنگامی که یک پستان مردانه مانند قفس که همه پرندگان تیره پرواز کرده است احساس می کند - او آزاد است، او نور است. و او آرزو می کند که مجددا او را مجذوب کند. او می خواهد مبارزات عادی خود، کارهای نامعلوم، خالی اش، خشمش، آسیب هایش و گناهانش را بپوشاند. زندگی تنها زندگی است وقتی که به وضوح درک می شود. »همانطور که در روشی ظاهرا صمیمی می نویسد، همانطور که فرد با هرتزوگ و مبارزاتش به طور فزاینده ای آشنا می شود، ابتدا متوجه می شود که آینه به خواننده منتهی شده است. به رسمیت شناختن به عنوان یک شگفتی و به نوعی تسکین راحت است. همانطور که رمان نزدیک به پایان خود و پس از یک سفر سریع از نیویورک به شیکاگو جایی که او تصادف خودرو، و سپس به ماساچوست، Herzog € ™ ثانیه نامه های داخلی و غیرمستقیم به تقریبا همه کسانی که می توانند از آن، زنده و مرده فکر کنند، بیشتر شنیده می شوند، پریدن و پریدن، تصویری از شیدایی مترقی. او به شدت در گمانه زنی های فلسفی و وجودی مشغول به کار می شود، در حالی که \"کمپینگ\" را در یک خراب خانه ای که در حومه شهر جدا شده است. با این حال، به عنوان ریشه به پایان می رسد، هرزوگ نشان می دهد قدرت و انعطاف پذیری، امید و شفا، که ظهور او را از آب های تاریک که از طریق آن گذشت منتقل می کند. او خوب خواهد بود. یک رمان شگفت انگیز!
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هرتزوگ
رمان هرتزوگ بیانیهای سیاسی، ایدئولوژیک و تأیید ادعای تاریخی قوم یهود، به اصطلاح، یعنی ستم کشیدگی ایشان است. در کل، رمان که در عرض زمانی حدود یک سال اتفاق میافتد، در واقع طول زمانی مقطع جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی اول و انقلاب شوروی، قرن هفدهم تا بیستم و نظریهپردازیهای نخبگان یهودی را شامل میشود
شخصیت اصلی، فورس آلکانا هرتزوگ، آمیزههای کامل منتسب به روان فراجمعی یهودی، مظلومنمایی تاریخی، نخبگی در حکمت و فلسفههای بشری را داراست. هرتزوگ که استاد دانشگاه، نویسنده و صاحب نظر در فلسفهی هنر است. به اصطلاح زمینههای ستم تاریخی و زخمهای حاصل از آن را دارد. برای نفس زیستن و تنازع بقا و تولیدمثل هر تجربه اخلاقی و ضداخلاقی، فرهنگی و ضدفرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ضد آنها را به کار میبندد
در دورهای که با همسر اولش (دیزی) زندگی میکند معشوقه ژاپنی دارد و در دورهای که با همسر دومش (مادلین) میزید معشوقه ای دیگر دارد. بر هرتزوگ و خاندان و تبار او و یهودیان دیگر کشورها، که به نوعی با او سروکار پیدا میکنند انواع ستمها رفته است
خرید کتاب هرتزوگ
جستجوی کتاب هرتزوگ در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
وقتی این را خواندید، در Berkshires نه چندان دور از Herzog زندگی می کردم - یا حداقل، دور از Norman Mailer در تابستان. (میلر پسرش را به بازی بیس بال AA در Berkshire AA در Corvette می برد). حتی نزدیک تر از هرتزوگ و میلر دو ویروس ساز روسی BSO و یک تروبونیست مجارستانی در تابستان ها زندگی می کردند. من روسیه را از طریق اداره خود بهبود دادم، اما من مجارستانی نیستم. من یک استاد دانشگاه مانند هرتزوگ بودم، هرچند نه به همان اندازه که به دنبال نهادهای مختلف بود، و نه همسر من، رها شده بودم. من هم مانند هرتزوگ یک نویسنده نامه اجباری بودم؛ در حقیقت، من مکاتبه ای ماهانه با یکی از نویسندگان نامه بزرگ داشتم، یک شکسپیر در کالج امهرست که تنها خانه فرانک لوید رایت در نیو انگلند را ساخت. نامه های او فوق العاده آرام و خنده دار بود؛ آنها درمورد عواطف و طنز زندگی کردند. یا آنچه من می توانم برای مقابله با فاجعه حرفه ای خود و تولد دوباره - با تکمیل پایان نامه من 17C با استفاده از کتاب کتاب های نادر قرص در Williamstown. هدف من پیوستن به @ @ @ @ profession در امریکا بود - یک تلاش متناقض از نقش و کاهش آموزش لاتین در اواخر قرن نوزدهم به ارث رسیده است. هرتزوگ در واقع یک پیام رسمی بود، سریال آنها در واقع، هشدار علیه تمام اهداف من بود. اما من این کار را نکردم. هرتزوگ یک هشدار نسبت به ازدواج دانشگاهی بود، هرچند من این کار را نکردم. و در نهایت، هرتزوگ یک نمونه از شوخی را ارائه داد که من تلاش کردم تا در بالاتر از شکست هایم قرار بگیرم. این حقیقت که او دیوانه بود، مرا نادیده گرفت. بهداشت ممکن است بیش از حد امتیاز داده شود. نام یک رهبر معروف که عاقلانه بود: هیتلر؟ استالین؟ ناپلئون؟ آتیلا؟ کالیگولا؟ Commodus؟ سزار خود را، که گزارش می شود در یک هفته 100،000 Tencterii را کشته است؟ مطمئنا، تعداد کمی از این عکاسی از دیوانگی را می توان به نام شوخی گفت. هرزوگ، و احتمالا بول، بود. و من آرزو داشتم باشم نه هرزوگ، اما کسی که با Herzogs نوشت، کمی. پس از هاندرس پادشاه باران، هرزوگ از یک قبیله کاملا متفاوت استفاده کرد. هرگز نمی توانستند هرتزوگ یک سنگ سنگین را بلند کند و یک روستای پر از همسران را بدست آورد. هندرسون با رضایت او از همسرانش مشکل داشت، و هرزوگ هم او راضی نبود. بنابراین، من این کتاب را به شدت توصیه می کنم به نویسندگان و تبعیدی مشتاق از نیویورک که از شکست های زناشویی و عاشقانه یا از محاکمات علمی، به کسانی که در غم و اندوه هیچ نوار، به عنوان نگاه کردن به رهبری و دفتر عالی و یا کسانی که کشف طنز در میان رنج آنها.
مشاهده لینک اصلی
\"من در جستجوی واقعیت با زبان هستم. شاید من همه چیز را در linguaggio \".Nevrotico، چرخاندن، تان شدیدا، دارای اطناب، ماگمایی را تغییر دهید. یک سفر درونی - نوسان بین اضطراب و طنز، بین خودشیفتگی و صدمه به خود، از جمله عقلانیت و هذیان - به عقب بر گردیم در عمیق ترین پرتگاه بدبختی، تنهایی، شکست کل وجود است. فکری، شوهر، پسر، دوست، پدر و individuo.Lindagine و استدلال شخصی در misadventures از موسی هرزوگ گسترش به هر جنبه ای از واقعیت اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اخلاقی، وجودی، از طریق یک سری بی پایان از حروف - هرگز فرستاده - خطاب به دوستان، خانواده، آشنایان و افراد مشهور، زندگی و یا طولانی رفته است. © آنجا که زبان تنها ابزار مناسب برای هرزوگ به منظور نفوذ به واقعیت چیز و مفهوم از vita.Romanzo از ایده ها، پس از آن، که از حوادث است. اگر چه کل داستان است که نشات گرفته از بحران به تدریج از طریق یک سری از فلش بک، شرایط، خصوصیات و گفت و گو از زمان به زمان دراماتیک، شدید، پوچ است، burleschi.Così موسی وحی، تنها با نیروی کلمات مسلح، او ساخته شده سفر خود از طریق دریای سرخ از افسردگی که جنون را پوشش می دهد، به سوی زمین وعده داده شده از یک موجود جدید است. و شاید به شادی، که نیازی به خواندن بیشتر ندارد. نه یک کلمه @ .Saul بلو، هرزوگ از طریق، زندگی را به یک اثر فوق العاده ای نشاط: غریب، ضخیم، پیچیده است. او بسیار غنی است، بسیار اصلی و پر از ایده های بی نهایت انعکاس است. نابغه در هر حال. و تمام صفت هایی که من استفاده می کردم یا می توانستم استفاده کنم، برای توصیف کامل آن کافی نبود. شاهکار، متشکرم، من
مشاهده لینک اصلی
قرار است که پس از آن شما از دست دادن آقایان staffeEbbene، اگر موسی هرزوگ یک وبلاگ داشته؟ او قطعا بخشی از مدرسه قدیمی، شاید یک پیشرو از پلت فرم Splinder ساخته شده است. در آنجا او می توانست بهترین مهارت های گرافیتی خود را با نوشتن پست ها هر روز و به ندرت در dà   انجام دهد. آن را به بحث وارد شده، در برابر دریافت کنندگان جهانی برافراشته، تخلیه گاز سرخوردگی ها و رودخانه ها خود فاصله از کلمات عصبانی در شاعرانه به نظر می رسد سرخورده در مورد گذشته. گاهی اوقات او به شدت پاسخ می دهد و به طور جزئی اظهار نظر می کند، گاهی اوقات او را در سکوت، همه در سرنوشت خود و یا غرور افتخار خود را جاسوسی. با توجه به زمینه های فرهنگی فراوانی، این کشور بدون هیچ مشکلی سقوط می کند و افکار عمومی مردم گناهکار و بی گناه را از بین می برد. سپس، با ظهور شبکه های اجتماعی، مد روز می شود. با دینوککلاتو می توانست پذیرفته باشد که اینترنت جامعه امروز را آشکار می کند، اما با وجود استدلال، او کنار گذاشته خواهد شد. این یکی از کسانی نیست که حساب را حذف کرده است. او نوشته های خود را در آنجا به عنوان شاهدان عاشقانه سقوط و صعود خود ترک خواهد کرد. با این وجود، نام او با نوع خاصی از ضد قهرمان ارتباط پیدا می کند. آسپه توضیح می دهد هنگامی که یک کودک پدر من از من خواست و گفت که زندگی باید آن سوار، در غیر این صورت او شما را سوار، من راننده سرشونو تکون وحی، اما در باطن قضاوت craftman € ™ رویکرد بسیار سطحی است. منطق به من یاد داد که قبل از سوار شدن، شما باید اسب سواری کنید، و به من گفت که من توانایی آن را داشتم؟ و اگر پای من را به کف دست گذاشتم و براکت را از دست دادم؟ و اگر یک بار در براکت ها سرگیجه من را به ناخوشایند تجزیه شده مطرح کرد؟ و اگر بعد از چندین تلاش من کوهنوردی را ترک کردم، گفتم که نمی خواهم قوی باشم؟ این € ™ ثانیه لحظه دقیق است که رفقایتان هرزوگ، احترام به آن لحظه € ™ آماده بین درک استعاری از گره کور زندگی خود را حلق آویز بر روی زین سوار تخیلی، و چشم پوشی خسته کننده از آینده ای که نمی تواند حتی به خارج از زمین برای دیدن، بیایید آن را قفسه سینه. هرزوگ همیشه وجود دارد که شما به خانه بازگشت و پس از آن که درب بسته، انجام سخنرانی خوب از زندگی خود را، چه براق و نوک تیز است که شما اتفاق می افتد تنها برای دیدن در فیلم، در دهان چند بازیگران بسیار عالی، و یا بلندگو با یک تجربه ده ساله. و در حالی که شما را از پایین از بهترین مهارت های تئاتری خود را در مقابل پنجره است که به دهلیز از خانه، هرزوگ آن را در برگه. و او می نویسد، همه چیز که شما به خودتان بگویید، باقی مانده درست به خود در حالی که تلاش برای مبارزه با و روشن بخشی فاسد خود © .اما CA € ™ زمانی که آن را از سری مدل های از â € به عنوان œuomo جدا شده است ارسال بسیاری از آنها، و قهرمان ضد قهرمانان می شود. وقتی او به انتهای خود می رسد و تکان نمی خورد. و این فقط زمانی اتفاق می افتد که کشف شود که اساسا خوب است و دقیقا برای آنچه که هست، را دوست دارد. با تناقضات شرم آور آن و درون گرایی موشکاف خود را، ما به اشتراک بگذارید © زیرا یکی که ما دوست داریم که به هر کس اگر ما شجاعت به جلو ما در برابر ناراحت کننده ترین از خودمان داشته است. در حقیقت، ادگ هرزوگ فراتر از هر شکلی معقول است. à € ™ رابطه با آن دوست که زمانی که به نام، ما باید در مقابل وسوسه مقاومت در برابر ما را انکار، اما در نهایت در می دهد و توجه به soliloquies خود، به دلیل © چقدر چالش برانگیز است € ™ ثانیه دوست واقعی تر است که ما داریم. و همیشه، در پایان شب ما خداحافظی به او با این امید سکوت که حداقل یک ™ POA €، ما به او گیر باقی مانده است، بخش کوچکی از صداقت خود را پیشنهاد داد.
مشاهده لینک اصلی
رمان شروع می شود، در سوم شخص گفته می شود، راوی کاملا از اندیشه ها و احساسات هرتزگ آگاه است، اما ظاهرا هیچ کس دیگری نیست، هرچند که هر کس دیگری از نظر هرزوگ توصیف شده است. زبان لذتبخش، صریح و درخشان است، و توسط Herzogâ € ™ ثانیه نظر sardonic به خود متصل شده است. با استفاده از استعاره به طرز غنی و خلاقانه، به طرز ماهرانه ای تصویری از عجیب و غریب هرزوگ و نیز رنجش او ایجاد می کند. خواننده بلافاصله به این مرد و به زندگی او، به طور واقعی در مورد او مراقبت است. این داستان در حقیقت عمدتا از طرق تفکر و خاطرات هرتزوگ است، استفاده مکرر از فلس بک ها و نامه های ناخواسته هرتزگ، که نه تنها تاریخ هرتزوگ را تغییر می دهد، بلکه وضعیت فعلی و تکاملی ذهن او را نیز شامل می شود. داستان هرتزوگ، حداقل در ابتدا، به نظر می رسد که یک مرد جدی و ناقص تحت شرایط خاص است، زندگی او ظاهرا در تمام جنبه های آن افتاده است. او، از یک طرف، با تساهل و عزم بومی خود پاسخ می دهد، و از سوی دیگر، به نظر می رسد که اعتقاد بر این است که قبل از اینکه نوعی رستگاری رخ دهد، یک نوع تجزیه خفیف ضروری است. از طریق روایت بافته شده، یهودیان هرزوگ، خاطرات خانواده اش، ارزش ها و احساساتش است. هنرمند به شدت موفق می شود همه اینها را با هر دو زحمت و غم و اندوه، انتقال دهد، و خواننده را مجذوب خود می کند تا هرتزوگ را با همدردی و محبت ببیند. â € œ هنگامی که یک پستان مردانه مانند قفس که همه پرندگان تیره پرواز کرده است احساس می کند - او آزاد است، او نور است. و او آرزو می کند که مجددا او را مجذوب کند. او می خواهد مبارزات عادی خود، کارهای نامعلوم، خالی اش، خشمش، آسیب هایش و گناهانش را بپوشاند. زندگی تنها زندگی است وقتی که به وضوح درک می شود. »همانطور که در روشی ظاهرا صمیمی می نویسد، همانطور که فرد با هرتزوگ و مبارزاتش به طور فزاینده ای آشنا می شود، ابتدا متوجه می شود که آینه به خواننده منتهی شده است. به رسمیت شناختن به عنوان یک شگفتی و به نوعی تسکین راحت است. همانطور که رمان نزدیک به پایان خود و پس از یک سفر سریع از نیویورک به شیکاگو جایی که او تصادف خودرو، و سپس به ماساچوست، Herzog € ™ ثانیه نامه های داخلی و غیرمستقیم به تقریبا همه کسانی که می توانند از آن، زنده و مرده فکر کنند، بیشتر شنیده می شوند، پریدن و پریدن، تصویری از شیدایی مترقی. او به شدت در گمانه زنی های فلسفی و وجودی مشغول به کار می شود، در حالی که \"کمپینگ\" را در یک خراب خانه ای که در حومه شهر جدا شده است. با این حال، به عنوان ریشه به پایان می رسد، هرزوگ نشان می دهد قدرت و انعطاف پذیری، امید و شفا، که ظهور او را از آب های تاریک که از طریق آن گذشت منتقل می کند. او خوب خواهد بود. یک رمان شگفت انگیز!
مشاهده لینک اصلی